زدستم برنمی خیزد
که یکدم
بی تو بنشینم
به جز رویت نمی خواهم
که روی هیچکس بینم
برآی
ای صبح مشتاقان!
اگر هنگام روز آمد!
که بگرفت
این شب یلدا...
ملال از ماه و پروینم
سعدی
+يلداي پارسال
معاهده ای غیرقابل استناد
توافقنامه امنیتی عراق و آمریکا طی ماههای اخیر موجب واکنش های سیاسی گوناگونی شده است. در واقع، جرقه این واکنشها، یادداشت مورخ 21 اردیبهشت 87 مدیرمسؤول روزنامه کیهان در این روزنامه ایرانی بود. وی در یادداشت خود با عنوان «عراق بر لبه تیغ» که در صفحه دوم این روزنامه منتشر شد از موافقت نامه ای «پنهانی» خبر داد که در آستانه تصویب است و براساس آن مصونیت قضایی نیروهای نظامی و غیرنظامی وابسته به دولت آمریکا به رسمیت شناخته شده...
ادامــه مـطـلـب
» عکس نوشت
دکتر میرمحمدصادقی برای سخنرانی در موضوع پیشگیری از جرم آمده بودند دانشگاه اصفهان و افتخار داشتم یک سری از مجلدات ماهنامه را تقدیمشان کنم. دیروز صبح اتفاقی سری به سایتشان زدم و دیدم از 3 سال و نیم پیش (شاید هم بیشتر) که با یادداشت «چرا رییس جمهور حقوقدان» به روز شده، خبری از مطالب جدید نیست. آن زمان ایشان قصد نامزدی ریاست جمهوری را داشتند که شورای نگهبان…! اما جالب است که نگرانی های آن یادداشت هنوز پابرجاست و بعد از چهار سال، هنوز می توان از این یادداشت استفاده کرد!
در چارچوب برنامه های هفته پژوهش، روز شنبه از ساعت 17 مقاله ای با عنوان «جهانی شدن و آموزش حقوق» ارائه خواهم کرد. از دوستان و علاقه مندان مباحث حقوقی دعوت میکنم با حضور در این نشست به رونق و غنای علمی جلسه بیفزایند.
مکان: ملک شهر، شهرک نگین، مرکز آموزش عالی علمی کاربردی فرهنگ و هنر یک اصفهان، آمفی تئاتر.
+ روز یکشنبه هم از ساعت 14 آقای دکتر میرمحمّدصادقی در سالن صدر دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان با موضوع «پیشگیری از جرم» سخنرانی خواهند داشت. گفتم امشب بنویسم که یکشنبه مجبور نباشم «خبر فوری» بزنم!
ادامــه مـطـلـب
جمعه و شنبه می خواستم اول کلاسها روز دانشجو را به دانشجوها تبریک بگویم ولی هر بار فراموش می کردم! دو بار خود دانشجوها یادآوری کردند و شدیداً احساس ناخوشایندی داشتم از این که بعد از شش سال، 16 آذر دیگر مال من نیست! نه این که در آن سالها معجزه ای میشد در این روز! نه! همین دانشجو نبودن، حس خوشی نیست.
خوش به حال دانشجوها و حتی دانشجونماها! بنابراین با کمی تأخیر به همه کسانی که کارت دانشجویی دارند، روز دانشجو را تبریک می گویم، تا خودم هم که هنوز با دانشگاه، تصفیه حساب کامل نکرده ام، مشمول این تبریک بشوم!
حاشیه روزگار» با احسان قرار گذاشتیم بعد از مدتی همدیگر را ببینیم و دیدیم. رفتیم «دلداده» را هم دیدیم که شخصیتهای تلویزیونی را «کپی» و در سینما «پیست» (Copy – Paste) کرده بودند، تقریباً به جز جواد رضویان! بعد کارگردان محترم فرموده اند «همه سوژه ها تکراری است» و صد البته «یک قصه نیست...» اما نه اینقدر هم «دقیقاً» همان قصه و همان جزئیات!
عکس نوشت» مثل بچگی هایم هنوز بارش برف را دوست دارم و هنوز عکاسی را! شدیداً نیاز به روانکاوی دارم که ببینم از کجا دلبسته عکاسی شدم! دوست داشتن برف شاید ریشه در تعطیلی مدرسه داشته باشد! جمعه صبح در راه دانشگاه، با برف و جاده های یخ زده روبرو شدیم و به سلامت به مقصد رسیدیم. عصر کلاسها که تمام شد توی راه مشغول عکاسی شدیم. متأسفانه دوربینم همراهم نبود و با موبایل ذبیح که کیفیت بهتری داشت عکس گرفتیم. چند دقیقه بعد از دانشگاه زنگ زدند که چرا توی جاده ایستاده اید؟! فکر می کردند مشکلی پیش آمده! ذبیح هم بدون معطّلی، لو داد که بخاطر علاقه من به برف و عکس، ایستاده ایم!
عکسی که من را میان برفها می بینید و سوژه اصلی، «گستره سفید» بوده، کار ذبیح است. اساسا کادرها را "سینمایی" گرفتیم نه تلویزیونی!
برای دیدن سایز اصلی تصاویر ادامه مطلب را ببینید.
ادامــه مـطـلـب
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند
عتاب یار پریچهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند
ز مُلک تا ملکوتش حجاب بردارند
هرآنکه خدمت جام جهان نما بکند
طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق، لیک
چو درد در تو نبیند، که را دوا بکند؟
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی، خدا بکند
ز بخت خفته ملولم، بود که بیداری
به وقت فاتحۀ صبح، یک دعا بکند؟
بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد
مگر دلالت این دولتش صبا بکند
یادداشتی درباره یک نقد رأی، انتخابات فردای آمریکا، استیضاح کردان، جرم جعل با «اخذ امضای مزوّرانه» و...
+ تکمله ۱۴ آذر ۸۷
ادامــه مـطـلـب
در این شماره «حقوق» پرونده دیگری را گشوده ایم: جهانی شدن و حقوق. بنای ما در این پرونده علمی و تاحدودی میان رشته ای، بر آن بود که هر دو سوی رابطه جهانی شدن و حقوق را واکاوی کنیم. نخست، بررسی تأثیرات جهانی شدن در حوزه های مختلف بر قواعد و هنجارهای حقوقی با نگرشی نظری و دوم بررسی مسائل مربوط به جهانی شدن حقوق و قواعد حقوقی جهانشمول با نگرشی عینی...
+ سیزدهمین شماره ماهنامه حقوق منتشر شد
ادامــه مـطـلـب
بالأخره آن اتفاقی که مدتها منتظرش بودیم روی داد و جلسه مقدماتی گروهی از دوستان برای بررسی تحولات حقوقی بین المللی چهارشنبه گذشته شکل گرفت. قرار بر این شد که در هر جلسه علاوه بر بررسی آخرین تحولات و تبادل اطلاعات و نظرات درباره مسائل روز حقوق بین الملل، یکی از موضوعات بنابر اهمیت خاصی که برای کشورمان دارد، به طور ویژه و با هماهنگی قبلی، مورد بررسی قرار گیرد. باوجود آن که جلسات در چارچوب کمیته حقوقی بین المللی مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار خواهد شد، علاوه بر کارویژه مجمع (رفع اختلاف در مصوبات میان مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان)، اطلاع رسانی به حقوقدانان و مسؤولان مرتبط و نیز بازتر شدن چشم ایرانی برای نگاه کردن به تحولات حقوقی بین المللی و همگامی ایران با تحولات، از دیگر اهداف این جلسات خواهد بود و با توجه به موارد و موضوعاتی که در جلسات مطرح خواهد شد، گزارش جلسات احتمالاً از طریق سایت مجمع تشخیص – چه بسا به صورت گزارشهای دوره ای نگاه ایرانی به حقوق بین الملل – و در حد امکان از طریق وبلاگهای اعضای گروه منتشر خواهد شد. البته من به عنوان دبیر جلسات، سعی می کنم خبر نخورم و به موقع اطلاع رسانی مناسب را انجام دهم!
امشب در اخبار استان شنیدم که یکی از مقامات انتظامی کشور در جمله ای بسیار مهم و عمیقاً فلسفی گفته اند: «تکالیف شهروندی، مقدم بر حقوق شهروندی است.»
یعنی شهروندان محترم مثلاً اول مالیات بپردازند، بعد نفس بکشند و...؟! به هرحال این هم نوعی تفکر است. با این که این فرد، از مقامات روحانی یا تحصیلکردگان حوزوی نیست اما بی خود نیست که یکی از متفکران، همیشه می گوید در فقه سنتی که مبتنی بر «تعبد» است – و با تعمیم آن به تمدن شرق – همواره تکالیف بر حقوق مقدم بوده اند و این تکلیف محوری که باید در رابطه انسان و خدا باشد به رابطه انسان - انسان و انسان - دولت هم تسری یافته و در مقابل در غرب، به ویژه پس از رنسانس همواره حقوق بر تکالیف پیشی گرفته اند. عبارت دقیق ایشان در مصاحبه ای با روزنامه شرق (علیه الرحمه!) این بود:
«به قدر مقدور مي کوشم که هم به غربيان و هم به شرقيان توصيه کنم که توازن حق و تکليف را نگه دارند. در نظامات شرقی، حق زير بار تکليف خفه ميشود و در نظامات ليبرال غربی، تکليف در قبال حق ناديده انگاشته ميشود... هر يک از اين دو (حق و تکليف) به تنهايي ما را به مقصد نمي رسانند.»
من اهل فلسفه نیستم و فکر میکنم بیشتر از آن که اندیشه گرا باشم، عملگرا هستم (البته نه به شکل «مهندسی» دیدن همه امور!)، اما فقط امیدوارم آن فرد محترمی که این سخن را مطرح کرده است، به آثار فلسفی و حقوقی ناشی از اعتقاد خود هم فکر کرده باشد.
+پیشنهاد وبلاگی:
اخبار جدید روی وبلاگ ماهنامه حقوق را ببینید! جالب است!
یادداشت تکمیلی درس مبانی حقوق
این یادداشت، جایگزین شماره های 65، 66 و 67 (صص 85 – 83) کتاب است.
برای تمایز حقوق عمومی و حقوق خصوصی به عنوان دو گرایش اصلی هر نظام حقوقی، حقوقدانان از معیارهای مختلفی استفاده کرده اند که ازجمله عبارتند از معیارهای ماهوی و معیار سازمانی. اینک با تشریح این دو دسته از معیارها و با برشمردن ایرادات آنها تلاش می کنیم معیار سوم یعنی حاکمیت را مورد بررسی قرار دهیم...
ادامــه مـطـلـب
ادامــه مـطـلـب



